ندای ظهور

کارویژه های امیرالمومنین(ع) برای قوام بخشیدن به وحدت امت

 شخصیت و مقام علمی امیرالمومنین علی(ع) شخصیتی محبوب بین تمام مذاهب اسلامی بوده و آن حضرت از طرف همه مذاهب مورد قبول و پسند قرار گرفته و حتی بسیاری از فرق مثل اباضیه که منسوب به خوارج هستند، شخصیت ایشان را بالاتر از همگان می‌پنداشتند.

1481631247farhangnews_245687-631505-1481624741.jpg

به گزارش پايگاه خبري نداي ظهور به نقل از گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز،یکی از ارکان مهم که مورد تاکید دین مبین اسلام قرار گرفته،موضوع وحدت در بین امت اسلامی است که خداوند آن را عامل بقاء و پیروزی و دوری از آن را منجر به خواری و ذلت بیان می کند؛«و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم » و بسان آنانکه پراکنده شدند و پس از آمدن دلیل های روشن الهی، اختلاف کردند، نباشید «زیرا» برای آنان عذابی بزرگ خواهد بود.(آل عمران / 105). نگاهی به آیات و روایات و سیره پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین نشان می دهد که دلایل بی شماری برای وحدت اسلامی طرح شده که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از؛

الف.مدد الهی در سایه وحدت

بر اساس آیات و روایات وقتی مسلمانان دارای اتحاد باشند از امدادهای غیبی الهی نیز برخودار خواهند شد. در این باره پیامبر اسلام(ص) می فرمایند؛«ید الله علی الجماعة...»دست خدا بر سر جماعت است(نهج الفصاحه، ح3211). طرف مقابل این موضوع نیز مطرح است که اختلاف، عذاب الهی را در پی خواهد داشت. در این باره پیامبر(ص) فرمودند؛ «ألجماعة رحمة و الفرقه عذاب»جماعت «وحدت» ، مایه رحمت و تفرقه موجب عذاب است(نهج الفصاحه، ح 1323)

ب.اختلاف، آفت اندیشه

در سایه وحدت رویه بین مسلمین در قلمرو اسلامی، استعدادها شکوفا می شود و زمینه برای رشد فکری و معنوی مردم نیز فراهم می گردد و در مقابل فقدان وحدت، موجب زوال نیروها و از بین بردن توان فکری و اندیشه می گردد به گونه ای که امام علی(ع) در این باره تاکید می کنند که؛«ألخلاف یهدم الرأی» اختلاف، بنیاد «اندیشه درست» را درهم می ریزد(نهج البلاغه، حکمت 21).

محور وحدت رویه در دیگر مقولات جامعه اسلامی از جمله فعالیت های اقتصادی، سیاسی،اجتماعی و فرهنگی نیز مورد تاکید قرار می گیرد. به عبارت دیگر وقتی قوام جامعه اسلامی در وحدت بیان می گردد نشان می دهد که همه ارکان جامعه تحت تاثیر موضوع وحدت قرار می گیرد.

عناصر وحدت در امت اسلامی

حال سوال مهم دیگری که مطرح می گردد این است که چه عناصری می تواند عامل وحدت در بین امت اسلامی گردد. به عبارتی وقتی امت اسلامی در شرایط به مانند امروز که جوامع اسلامی در آتش جنگ، اختلاف و نفاق و تحت سلطه بیگانگان قرار می گیرند به چه ریسمانی باید چنگ بزنند. امام علی(ع) می فرمایند؛«... و إلههم واحد و نبیهم واحد و کتابهم واحد أفأمرهم الله سبحانه بالإختلاف فأطاعوه أم نهاهم عنه فعصوه؟»خدا یکی، پیامبر یکی، و کتاب یکی است. آیا آنها را خداوند به اختلاف و دو دستگی فرمان داده و او را اطاعت می کنند؟ یا آنها را از اختلاف نهی کرده و فرمانش را سرپیچی می کنند؟(نهج البلاغه، خطبه 18). جالب است که بدانیم که خود پیامبر عظیم الشان اسلام در کنار عوامل فوق، وجود مبارک اهل بیت(ع) را محور وحدت در جامعه اسلامی می داند و می فرماید؛«... فأنتم «اهل البیت» أهل الله عزوجل الذین بهم تمت النعمة و اجتمعت الفرقة و ائتلفت الکلمة»شما اهل بیت، اهل الله هستید که به برکت شما، نعمت کامل گشته و پراکندگی بر طرف شده و اتحاد کلمه پدید آمده است(الکافی، ج 1، ص 446).

پس معلوم گردید که بر اساس کلام پیامبر اسلام(ص) که مورد اتفاق همه امت اسلامی است، در کنار عوامل فوق،اهل بیت نیزمحور وحدت امت اسلامی است. حال بر اساس چنین نگاهی، بعد از رحلت پیامبر اسلام تنها کسانی که شایستگی هدایت امت اسلامی را داشتند، ائمه معصومین بودند که با علم بی پایان خود که برگرفته از علم الهی بود توانایی پاسخگویی به همه مشکلات و هدایت امت اسلامی را داشتند. حال در ادامه به این موضوع می پردازیم که امیرالمومنین(ع) با اتفاقات پیش آمده بعد از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) چه رویکردی نسبت به وحدت جامعه اسلامی در پیش گرفتند؟

امیرالمومنین(ع) و وحدت مسلمانان

حضرت على (ع) پس از رحلت پيامبر (ص) با وجود اين كه خلافت و امامت را حق مسلم خويش مى دانست «ما زلت مظلوماً منذ قبض اللّه نبيّه(صلى الله عليه وآله وسلم)»( شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ج 20 ص 283) ولى همين كه احساس نمود كه زمينه براى احقاق حق خويش فراهم نيست و قيام او جز تفرقه ميان امت اسلامى حاصل ديگرى ندارد: «وأيم اللّه لولا مخافة الفرقة بين المسلمين ... لكنّا على غير ما كنّا لهم عليه»(همان،ج 1 ص 307 )اگر ترس تفرقه ميان مردم نبود با هيئت حاكمه غير طور ديگر برخورد مى كردم.روى همين جهت  وقتى با دشوارترين ظلم ها مواجه گرديد، سخت ترين مصيبت ها را تحمل نمود: «صبرت وفي العين قذى وفي الحلق شجى أرى تراثي نهباً» (خطبه 3) صبر پيشه كردم در حالى كه خار در چشم و استخوان در گلويم بود و مى نگريستم كه چگونه حق و ميراث مرا به غارت مى برند ولى حاضر نشد وحدت و انسجام جامعه اسلامى پاشيده شود.

مرجعت علمی امام علی(ع) و وحدت مسلمانان

در کنار سیره وحدت علی(ع)  با نگاهی به تاریخ مشاهده خواهیم کرد که شخصیت و مقام علمی امیرالمومنین علی(ع) شخصیتی محبوب بین تمام مذاهب اسلامی بوده و آن حضرت از طرف همه مذاهب مورد قبول و پسند قرار گرفته و حتی بسیاری از فرق مثل اباضیه که منسوب به خوارج هستند، شخصیت ایشان را بالاتر از همگان می‌پنداشتند. بنابر یک گزارش تاریخی، فرزند احمد حنبل نقل می‌کند: روزی در منزل امام احمد (امام حنابله) نشسته بودیم و بحثی در رابطه با خلافت علی(ع) داشتیم که آیا مناسب بود او خلیفه مسلمانان شود یا خیر. امام احمد که این سخنان ما را شنیده بود با ناراحتی و آشفته وارد جلسه شد و گفت: چه اتفاقی برایتان افتاده که درباره خلافت علی(ع) بحث می‌کنید، به خدا قسم خلافت زینت علی نبود بلکه علی(ع) زینت خلافت بود.

اگر به دوران خلفاي نخست بنگریم، خواهیم دید که مرجعیت علمی آن حضرت در همان زمان امری مسلم و یقینی بوده و معنایی مرجعیت علمی اهل بیت(ع) برای ما روشن‌تر خواهد شد. زيرا دو خليفه نخست در بسياري از مسائل و احكام شرعي به امام علي(ع) مراجعه مي‌كردند و خلیفه اول ابوبكر مي‌گفت: اي مسلمانان، اين علي[ع] وارث علم پيامبر[ص] است هر كه در راستي او شك كند منافق است. همچنین نقل شده است كه عمر بن خطاب خلیفه دوم دائماً به امام علی(ع) مراجعه مي‌كرد و مي‌گفت: پناه مي‌برم به خدا از اينكه در قومي باشم كه اباالحسن در آن نباشد و یا در یکی از این سخنانش می‌گوید: خداوند مرا با مشكلي كه ابوالحسن حلال آن نباشد، تنها نگذارد. جمله معروف دیگر خلیفه دوم که گفته شده در بیش از 70 موضع به آن اقرار کرده این است که اگر علي(ع) نبود، عمر هلاك مي‌شد.

 بنابر گزارش‌های فراوان خليفة دوم معمولاً نظر حضرت علي(ع) را بر نظر ساير صحابه مقدم مي‌کرد، به طوري كه امر كرده بود، با حضور علي(ع) در مسجد كسي حق فتوا ندارد و نيز در جلسات شورا نظر نهايي را از آن حضرت مي‌خواست. پس در رفتار و گفتار آنان نوعي از عشق و ارادت به شخصيت و جایگاه علمی امام علي(ع) مشاهده مي‌كنيم.

همچنين عايشه یکی از همسران پیامبر(ص) با اینکه در مقابل حضرت علی(ع) به نزاع و جنگ برخاست، اما در بسياري از موارد، سخناني در خصوص مراجعه به حضرت علي(ع) به عنوان مرجع علمی همه مسلمانان دارد و در این باره می‌گوید: به نزد ابا الحسن برويد كه او داناتر از من است.

ابن قيم از عالمان بزرگ اهل سنت معتقتد است: اصحاب كبار از علي(ع) به عنوان متخصص قرآن (اهل الذكر) استفاده كرده‌اند و همواره مشكلات خود را از آن حضرت مي‌پرسيدند. يا ابن ابي‌الحديد معتزلی ضمن اعتراف به مقام علمی و فضائل حضرت علی(ع) به تبيين سخنان ایشان پرداخته و شرح مفصلي بر سخنان آن حضرت نوشته است.

علم و دانش حضرت علی(ع) به قدری برای همگان شناخته شده بود که مرجعیت علمی ایشان نه تنها برای خلفا و صحابه معتبر بود، بلکه فقهاي شام و عراق نیز در هر مسئله‌اي دچار اشكال مي‌شدند، به آن حضرت رجوع مي‌كردند. به همین خاطر عالمان اهل سنت در دوره‌های بعدی به علوم امام علي(ع) استناد مي‌كردند. چنانکه فخر رازي پس از پذیریش قول آن حضرت در جهر به بسم الله می‌گوید: كسي كه در دينش به علي ابن ابيطالب(ع) اقتدا كند، هدايت يافته است و در جاي ديگر از تفسیرش می‌نویسد: ما در هر چيز شك كنيم در اين امر شك نخواهيم كرد كه هر گاه ميان قول انس و ابن فضل و علي بن ابيطالب(ع)، تعارض شود عمل به قول علي(ع) اولي است زيرا او به رسول خدا(ص) نزديك‌تر است.

بنابراین برتری حضرت علی(ع) مورد اجماع تمام مسلمین است و مقبولیت آن حضرت در مرجعیت علمی میان تمام امت اسلامی پذیرفته شده بود و این نکته بسیار مهمی است.



FORM_HEADER

FORM_CAPTCHA
FORM_CAPTCHA_REFRESH

ندای ظهور