ندای ظهور

انا لله و انا الیه راجعون

آیت الله هاشمی رفسنجانی دار فانی را وداع گفت

 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یار دیرین امام و انقلاب و رهبری پس از عمری مجاهدت، دعوت حق را لبیک و دارفانی را وداع گفت.

به گزارش پايگاه خبری ندای ظهور، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی که عصر امروز به علت عارضه‌ قلبی در بیمارستان شهدای تجریش بستری شده بود، در ۸۲ سالگی دار فانی را وداع گفت.

هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و رئیس هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی بود. وی نخستین رئیس مجلس شورای اسلامی و چهارمین رئیس جمهور  در دو دوره پیاپی بین سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ بود،

وی در همه ادوار مجلس خبرگان رهبری نماینده این مجلس بوده و از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ ریاست این نهاد را برعهده داشت.


زندگی‌نامه خودنوشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

 آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی فرزند میرزا علی هاشمی بهرمانی در سوم شهریور 1313 در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان به دنیا آمد.در 5 سالگی تحصیل را از مکتبخانه‌ای در نوق آغازکرده و در سن 14 سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت.

آیت الله هاشمی رفسنجانی از یاران همراه امام خمینی(ره) و از روحانیون برجسته مبارز علیه رژیم ستم شاهی بود که در آنجا تحت اثر تعلیمات امام راحل به سیاست روی آورد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در روایتی خود نوشت، زندگینامه خود را اینطور بیان می‌کند:

پدرم: حاج میرزا علی هاشمی بهرمانی
مادرم: ماه بی‌بی (صفریان).

نام خانوادگی هاشمی برای خانواده ما، با آن که سید نیستم، به این دلیل انتخاب شده است که نام جد پدری ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زیادی داشته است.

پدرم کمی از تحصیلات علوم حوزوی بهره‌مند بود، تا آنجا که به یاد دارم، در روستا زندگی می‌کرد، که دلیل آن تا حدودی فشارهایی بود که در دوره پهلوی متوجه متدینین بود. ایشان عمیقاً مورد اعتماد مردم بودند و نوعی مرجعیت در امور اجتماعی و مذهبی داشتند.

از اخلاقیات جالب ایشان این بود که معمولاً در زمان رسیدن هر محصولی، وقتی که به باغ و یا مزرعه می‌رفتند، تعداد زیادی از نیازمندان روستا را می‌پذیرفتند و به هر یک از آنها چیزی می‌دادند و این وضع در همه فصول سال ادامه داشت.

اسم روستای ما بهرمان است، یکی از دهات قدیمی نوق – از جلگه‌های رفسنجان. بهرمان به معنی یاقوت سرخ است.

مادرم علاوه بر خانه‌داری در امور زندگانی با پدرم همکاری داشتند. او هر چند بی‌سواد بود، اما اطلاعات خوبی از خواص گیاهان دارویی داشت. اطلاعات و تجربیات او برای اعضای خانواده و حتی اهالی روستا سودمند بود؛ چنان‌که هنوز هم گاهی از همان تجربه‌ها استفاده می‌کنیم .

خانواده ما ترکیبی از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگی‌مان با توجه به وضع آن روستا بد نبود. تاریخ تولد شناسنامه‌ای من 1313 است. من در سن پنج سالگی به همراه برادرم حاج قاسم که دو سال از من بزرگ‌تر بود، تحصیل را شروع کردم.

آنچه در مکتب‌خانه به ما می‌آموختند، همان کتاب‌های مدرسه رسمی بود به اضافه قرآن و چیزهایی مثل گلستان، نصاب و ... . از هفت سالگی علاوه بر مکتب از معلومات پدر نیز استفاده کردم. رفته رفته مکتب‌خانه نمی‌توانست جوابگوی نیاز ما باشد. چهارده ساله بودم که به پیشنهاد پسر عمویم، محمد، تصمیم گرفتیم که همراه کاروان جهت تحصیل علوم دینی به قم سفر کنیم.

در حوزه علمیه قم دروس مختلف را در محضر استادانی بزرگوار چون آیات عظام بروجردی، امام خمینی (ره )، داماد، گلپایگانی، شریعتمداری، حایری یزدی، نجفی مرعشی، علامه طباطبائی، زاهدی و منتظری آموختم.

در سال 1337 در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند.

همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد.

ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند




FORM_HEADER

FORM_CAPTCHA
FORM_CAPTCHA_REFRESH

ندای ظهور